خدایم.. آه ای خدایم..
صدایت میزنم بشنو صدایم
شکنجه گاه این دنیا جایم
به جرم زندگی این شد سزایم
آه ای خدایم ... بشنو صدایم...
مرا بگذار با این ماجرایم
نمی پرسم چرا این شد سزایم
آه ای خدایم...بشنو صدایم...
گلویم مانده از فریاد و فریاد
ندارد کس غم مرگ صدا را...
به بغض در نفس پیچیده سوگند
به گلهای به خون غلتیده سوگند
به ما در سوگوار جاودانه
به داغ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشی در گذار است
به فکر قتل عام لاله ها باش
که خواب گل به گل کابوس خواب است
خدایم ای پناه لحظه هایم صدایت می زنم با گریه هایم
صدایت میزنم بشنو صدایم..
..........................................
الهی در شب قبرم بسوزان ولی محتاج نامردان مگردان
عطا کن دست بخشش همتم را
خجل از روی محتاجان مگردان..
الهی کیفرم را می پذیرم که هست و ذات خود را پس بگیرم
کمک کن تا که با نا حق نسازم
برای عشق و آزادی بمیرم..
+
نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 21:34 توسط نسیم
|